تبلیغات
خاطرات زیارت امام رضا (ع)

خاطرات زیارت امام رضا (ع)
فدای مهربونی ات بشم
قالب وبلاگ

روز شنبه نهم شهریور ماه از اداره كل فرهنگ و ارشاد ایلام تماس گرفتند كه شما در جشنواره سفر نامه نویسی و خاطره نویسی امام رضا(ع) كه در ایلام برگزار می شود از طرف هیات داوران انتخاب شده اید. حقیر با شنیدن این خبر در پوست خودم نمی گنجیدم و بسیار خوشحال بودم. این جشنواره كه با هدف ترویج فرهنگ دینی با محوریت امام رضای عزیز در قالب سفرنامه و خاطره نویسی به بارگاه ملكوتی حضرت امام رضا(ع) و حضرت معصومه (س) صورت گرفته بود چند سالی است كه برگزار می شود. اینجانب نیز یكی از خاطرات سفر روحانی خود را به مشهد مقدس به این جشنواره ارسال نمودم كه از طرف جشنواره حائز رتبه سوم گردیدم. با توجه به هماهنگی هایی كه با حقیر شده بود قرار شد كه خلاصه خاطرات خود را در شب برگزاری مراسم اختتامیه بخوانم. روز دوشنبه ساعت 6 صبح ابتدا به سمت زنجان حركت نمودم كه در یكی از جلساتی كه در یكی از ادرات قرار به تشكیل آن بود شركت نمایم حدود ساعت 10.30 دقیقه به محل تشكیل جلسه رسیدم. جلسه تا ساعت 1 بعدا لظهر طول كشید. بعد از پایان جلسه بسرعت بسمت ترمینال رفتم و نماز اول وقت را در ترمینال خواندم و بدنبال مسیر مناسب جهت حركت از زنجان به ایلام بودم در پرس و جو از مردم و رانندگان محلی راهنمایی های مختلف و مسیرهای مختلف پیشنهاد شد ولی چون از نظر زمانی در مضیقه بودم لذا به فكر دربست نمودن افتادم . با یك جوان صحبت نمودم و قرار شد ایشان در ازای دریافت 150 هزار تومان حقیر را به كرمانشاه برساند و موافقت انجام شد. حدود ساعت 1.30 دقیقه حركت نمودیم. مسافت زنجان كرمانشاه حدود 500 كیلومتر بود. در حدود ساعت 7 شب به كرمانشاه رسیدیم و قرار بود راننده من را به ترمینال اسلام آباد برساند در كمربندی شرقی كرمانشاه حركت می نمودیم كه توجه مان به ماشین پرایدی افتاد كه در گوشه كمربندی توقف نموده بود و راننده مشغول تمیز نمودن ماشین بود جهت گرفتن راهنمایی مسیر كرمانشاه به ایلام در كنار این ماشین توقف نمودیم و سوال كردم كه چگونه می توانیم به ایلام بروم ایشان فرمودند كه من تا شهر ایوان می روم و شما را می برم و من از شنیدن این خبر خوشحال شدم . با ایشان همراه شدم و علت مسافرت خویش را با ایشان در میان گذاشتم ایشان فرمودند كه دوست دارند خاطره مسافرت مشهد را بشنوند. حقیر نیز از اول تا آخر خاطره دهمین سفر خود به مشهد مقدس را تعریف نمودم. در موقع نماز به اسلام آباد رسیدیم در ابتدای شهر كنار خیابان وضو گرفتیم و مشغول نماز خواندن شدیم . لذت این نماز چقدر به دلم نشست واز خدای خود تشكر نمودم كه این جوان را در سر راه من قرار داد. این جوان دانشجوی دكتری تربیت بدنی دانشگاه اصفهان بود و بسیار مومن و با اعتقاد بود و حقیر را برای اینكه به جشنواره برسم تا ایلام و محل برگزاری جشنواره رساند گویا كه از طرف خداوند و امام رضای عزیز مامور به رساندن حقیر بود حدود ساعت 10.30 شب به محل جشنواره در پارك چغا سبز رسیدیم. این جوان عزیز نیز لباسهایش را عوض نموده و همراه با من در جشنواره شركت نمود. در مراسم جشنواره ، حقیر خاطره سفر خود را خواندم و بعد از اتمام مراسم اهداء جوایز، با این جوان بسمت ترمینال رفتم ولی ماشینی نبود كه به تهران برگردم. لذا به محل هتلی كه از طرف اداره كل فرهنگ و ارشاد ایلام برای استراحت مهمانان در نظر گرفته بودند رفتم تا استراحت نمایم چون بسیار خسته بودم با این جوان خداحافظی نمودم و به ایشان گفتم به خاطر لطفی كه نمودید به جای شما در حرم امام رضای عزیز یك زیارتنامه می خوانم. فردا صبح زود عازم كرمانشاه شدم و چون بلیط هواپیما گیرم نیامده بود بدنبال ماشین سواری بسمت تهران بودم. راننده جوانی در كنارم توقف نمود و مسیر را پرسید و من گفتم به تهران می روم و ایشان نیز من را سوار كردند و حدود ساعت 4 بعدالظهر به تهران رسیدیم. یكی از بزرگترین لطفهای خداوند و حضرت امام رضای عزیز توجه آنها به حقیر در طول سفر بود مخصوصاً از كرمانشاه تا ایلام كه با آن جوان آشنا شدم و به راستی كه آن جوان مامور رساندن من به محل جشنواره بود چون اگر خودم می خواستم بروم به هیچ طریقی امكان رسیدن نبود.





طبقه بندی: خاطرات بیاد ماندنی،
[ شنبه 15 شهریور 1393 ] [ 08:46 ق.ظ ] [ محمودرضا خورشیدیان ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

برای من ثابت شده است تا دلت شکسته نشود برای زیارت آقا علی بن موسی الرضا دعوت نخواهی شد و به محض اینکه به یاد آقا و حرم با صفایش بیفتی و دلت شکسته شود و قطره ای اشک در چشمت جمع شود یقین بدان که از طرف آقا دعوت شده ای و هر چه سریعتر باید خود را آماده این سفر پربرکت و معنوی بنمایی و این را در ذهنت بسپار کسی را که آقا دعوتش نماید خود آقا به استقبالش می آید و در تمام ایام سفر مراقبش خواهد بود و موقع برگشت بدرقه اش می نماید چرا که او زائرانش را بسیار دوست می دارد
اینجانب خادم الرضا محمود رضا خورشیدیان روز چهارشنبه سوم شعبان 1434 قمری مصادف با تولد امام حسین (ع) توسط امام رضای عزیز مفتخر به خادمی حضرتش شدم انشالله که همیشه لایق این عنایت باشم.

خداوند را شکر و سپاس می گویم که توفیق خادمی حضرت عبدالعطیم حسنی (ع) را نیز در تاریخ 10 شهریور 1395 مصادف با 27 ذی القعده 1437 عطا نموده است.
نایب الزیاره شما باشیم در
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب