تبلیغات
خاطرات زیارت امام رضا (ع)

خاطرات زیارت امام رضا (ع)
فدای مهربونی ات بشم
قالب وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم

خدایا مدتی بود که حال چندانی برای نوشتن نداشتم . نمی دانم که چرا دچار این شرایط شده ام . امروز روز سوم محرم الحرام 1436 هجری قمری است. حقیر با شروع سال گذشته قمری منتظر نویدی بودم . هرچه هست در اختیار خداوند متعال است و ما هیچ نیستیم. هر چه او بخواهد همان می شود. در مهرماه در آزمون کتبی  دکتری اقتصاد کشاورزی قبول شدم و برای مصاحبه می بایستی به شهرهای ساری و مشهد می رفتم . همه به من می گفتند که حتما مشهد قبول می شوی چون امام رضا (ع) هوایت را دارد. با یکی از خادمان آقا تلفنی صحبت نمودم ایشان فرمودند در مورد ساری نظری ندارم ولی برای مشهد به خداوند متکی باش اگر خداوند صلاح بداند قبول می شوی و اگر صلاح نداند قبول نمی شوی. زمان مصاحبه اعلام شد . هر دو همزمان در یک روز بود . اخوی بنده با هماهنگی توانست مصاحبه ساری را به روز قبل تغییر دهد. حقیر روز قبول از مصاحبه بسمت ساری رفتم. روز مصاحبه متاسفانه با شرایطی خوبی روبرو نشدم و فهمیدم که قبول نمی شوم. حال و حوصله نداشتم که به مشهد بروم . خانمم خیلی تلاش کرد بلیط بخرد و من را راهی نماید ولی تلاشش تا ساعت ده شب به جایی نرسید تا اینکه به تهران رسیده و به منزل رفتم. با اولین تلفنی که به دفتر هواپیمایی زدم به من گفتند که یک بلیط برای 8 صبح دارند و من نیز بسیار خوشحال شدم  و رفتم و بلیط را خریداری نمودم. دچار سرما خوردگی شدید نیز بودم و زیاد حال رفتن نداشتم. بالاخره صبح رسید و به فرودگاه رفتم و سوار هواپیما شدم . حدود ساعت ده صبح به دانشگاه فردوسی مشهد رفتم  و اولین نفری بودم که مصاحبه دادم. جلسه مصاحبه خیلی عالی بود و اساتید وقتی فهمیدند که من خادم آقا هستم بسیار من را تحویل گرفتند. جلسه با خنده و خوبی تمام شد و من بسیار امیدوار به قبولی بود. بعد از مصاحبه به حرم امام رضای عزیز رفتم و هم زیارت نمودم و هم یک شیفت خادمی را برای خودم منظور نمودم. بعد از باز گشتن از حرم دنبال بلیط برای برگشت بودم که کمی با مشکل برای برگشت مواجه شدم تا جائیکه نماز مغرب را نیز دوباره به حرم برگشتم و نماز را در صحن جامع رضوی خواندم و دوباره بسمت ایستگاه راه آهن حرکت نمودم. به سختی توانستم سوار قطار شوم و در رستوران قطار نشستم. تا تهران در رستوران بودم و خیلی سخت گذشت و سرمای شدیدی خوردم. صبح که به تهران رسیدم خیلی مریض حال بودم و مستقیم به سرکار رفتم. بی صبرانه منتظر اعلام نتیجه مصاحبه بودم و مدام به دانشگاه زنگ می زدم متاسفانه مسئولین دانشگاه همه اسامی ها را اعلام نمودند جز اسامی قبولی های رشته ما را و من دلیل آن را نفهمیدم. تاکنون نیز منتظرم . حتما حکمتی در کار است. وقتی با آن شرایط بلیط هواپیما ساعت ده شب گیرم آمد و به مشهد رفتم قبولی خودم را صد در صد می دیدم و اکنون به حرف آن خادم عزیز امام رضای عزیز رسیدم که فرمودند هر چه خدا صلاح بداند همان می شود.





طبقه بندی: خاطرات پراکنده زیارت آقا ،
[ سه شنبه 6 آبان 1393 ] [ 07:48 ب.ظ ] [ محمودرضا خورشیدیان ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

برای من ثابت شده است تا دلت شکسته نشود برای زیارت آقا علی بن موسی الرضا دعوت نخواهی شد و به محض اینکه به یاد آقا و حرم با صفایش بیفتی و دلت شکسته شود و قطره ای اشک در چشمت جمع شود یقین بدان که از طرف آقا دعوت شده ای و هر چه سریعتر باید خود را آماده این سفر پربرکت و معنوی بنمایی و این را در ذهنت بسپار کسی را که آقا دعوتش نماید خود آقا به استقبالش می آید و در تمام ایام سفر مراقبش خواهد بود و موقع برگشت بدرقه اش می نماید چرا که او زائرانش را بسیار دوست می دارد
اینجانب خادم الرضا محمود رضا خورشیدیان روز چهارشنبه سوم شعبان 1434 قمری مصادف با تولد امام حسین (ع) توسط امام رضای عزیز مفتخر به خادمی حضرتش شدم انشالله که همیشه لایق این عنایت باشم.

خداوند را شکر و سپاس می گویم که توفیق خادمی حضرت عبدالعطیم حسنی (ع) را نیز در تاریخ 10 شهریور 1395 مصادف با 27 ذی القعده 1437 عطا نموده است.
نایب الزیاره شما باشیم در
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب