تبلیغات
خاطرات زیارت امام رضا (ع)

خاطرات زیارت امام رضا (ع)
فدای مهربونی ات بشم
قالب وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم

روز چهارشنبه مورخه 2/2/1394 مصادف با سالروز شهادت امام هادی (ع) و همزمان با ماه رجب ماه خدا به همراه دوستان با قطار لوکس چهار نفره طوس عازم مشهد مقدس شدیم. از آنجاییکه بلیط را جداگانه از همدیگر خریده بودیم لذا یکی از دوستان زحمت کشیدند و هماهنگی لازم را انجام داده و ما سه نقر در یک کوپه مستقر شدیم. همسفر ما پیرمردی بود که اصالتا اهل شمال ولی ساکن مشهد و تهران بودند. احتمالا این سوال به نظرتان آمد که مگر می شود یک نفر همزمان ساکن دو شهر باشد که این هم داستان خاص خود را دارد.  به لطف امام رضای عزیز همسفرهایمان اغلب دوستداران اهل بیت عزیز بوده و این باعث می شود که در سفر با تبادل خاطراتمان خوشی های سفرمان را با نام و یاد اهل بیت عزیز چند ین برابر نماییم. در این سفر کمی موضوع عوض شده بود و تنها همسفرمان پیرمردی 68 ساله بود که با صحبت ها و خاطراتی که بیان داشتند متوجه شدیم که فضای سفرمان با تجارب جدیدی همراه شده است و امام رضای عزیز می خواهند در این سفر ما را با موضوعیت زندگی و خانواده بیشتر آشنا نمایند. این پیرمرد که خود تولید کننده سابق و بازنشسته می باشد در گذشته در تهران در یکی از شرکتهای تولیدی استخدام شده و در همان جا با خانمی که الان همسرشان می باشد آشنا گشته و ازدواج نمودند که ماحصل آن دو دختر و دو پسر می باشد. ایشان به علت عدم توجه همسرشان به نیازهای روحی و عاطفی از سویی و بی احترامی به والدین و خانواده اش از سوی دیگر یک نوع خلا روحی پیدا نموده و برای پناه بردن و دور شدن از این شرایط در شرایطی که همسر اولشان به علت داشتن فرزند از محل کار استعفاء داده بودند برای بار دوم به خانمی که در همان تولیدی منشی شان بودند علاقمند شده که منجر به ازدواج بین آنها گشته بود. ایشان در حدود سال 1370به کمک دوستان کارخانه ای را در مشهد تاسیس نموده و به همراه خانم اولش و فرزندانش در مشهد مقدس سکونت نمودند و خانم دومش در همان تهران ماندند. ذکر یک نکته ضروری است که خانم اول و دو فرزند بزرگترش از این موضوع با خبر بوده ولی طوری رفتار نمی نمایند که این موضوع انجام شده است ولی دو فرزند کوچکترش از این موضوع بی اطلاع هستند. ایشان خاطرات بسیاری بیان نمودند و از صحبت های او پیدا بود که همسر دومشان را خیلی دوست دارند ولی متاسفانه این موضوع برای او بغرنج شده است ولی ایشان در ظاهر به این مسئله اعتقاد ندارند و می گویند که خیلی راحت هستند در حالیکه از صحبتهای او می شود فهمید که وابستگی اش  به همسر دوم وعلاقمندی اش به فرزندان از همسر اولش باعث ناراحتی اش می شود چون هر کدام خواسته هایی دارند که همزمان نمی تواند هر دو را برطرف نماید. حقیر به ایشان گفتم بهتر می بود ازدواج دوم نمی کردید و مشکل را با خانم اولتان حل می نمودید یا اینکه تحمل می نمودید که خداوند با صابران است. همچنین مثالی زدم که در خصوص تحمل و بد دهنی های همسر می باشد . به ایشان گفتم که سید علی قاضی طباطبایی دارای همسری بودند که جلوی دیگران به ایشان اهانت می فرمودند و دوستان ایشان ناراحت شده و اظهار گله می نمودند ولی ایشان می فرمودند که اگر خداوند به من عنایتی دارند بخشی از آن ناشی از تحمل و صبر در برابر این دشنام هاست. البته تحمل این موضوع برای افرادی که نمی توانند آن را برای خود حل نمایند سخت است و منجر به طلاق و یا ازدواج دوم می شود. بازهم نمی دانم حکمت اصلی هم کوپه ای شدن ما با این آقا در چه بود ولی تجاربی به تجاربمان اضافه گردید. قطار در حال حرکت بود و این عزیز از زندگی اش برای یکی از دوستانمان تعریف می نمود و من خودم را آماده خوابیدن نمودم. حدود ساعت 3.30 شب به مشهد مقدس رسیدیم. به همراه یکی از دوستان عزیزمان به منزل دایی شان که در مشهد بود رفتیم تا کمی استراحت نموده و صبح برای زیارت و انجام شیفت به حرم مطهر آقا علی بن موسی الرضا برویم. ایشان زحمت کشیدند و برای نهار غذایی را تدارک دیدند و بعد کمی استراحت نمودیم. ساعت حدود 7 صبح به سمت حرم مطهر رفتیم . از درب باب الجواد وارد شدیم و پس از خواندن اذن ورود به سمت دارالقران رفتیم. به محض رسیدن ما را به سمت مدرسه پریزاد هدایت نمودند. بسیار خوشحالم که بخشی از برنامه ما رفتن به مدرسه پریزاد و نشستن پای صحبت حاج آقا سید جعفر طباطبایی می باشد. روزی که ما حرم بودیم روز شهادت امام هادی عزیز بود و ایشان ابتدای صحبتهایشان را با توبه از گناه شروع نمودند و فرمودند که انسان در هیچ صورت نباید از پذیرش توبه از سوی خداوند ناامید باشد حتی مثالی زدند در مورد شخصی به نام ابن لبابه که به ساحت مقدس حضرت رسول در جمعی مطلبی را بیان نمودند اما به منزل که رفتند از این رفتار پشیمان شده و خود را از گردن و تمام اندام به ستون بستند و چهل روز از خدا طلب مغفرت و توبه نمودند. ندا به حضرت رسول (ص) آمد که بروید بگویید که از گناه ابن لبابه گذشت شده است. حضرت تشریف بردند منزل این شخص و از ناحیه گردن طناب را باز نمودند و فرمودند که اگر از ما می خواستید از شما گذشت می نمودیم ولی چون از خدا خواستید لذا بعد از چهل روز و با ناله و انابت خداوند از شما گذشت نمودند. ایشان همچنین مطالبی در خصوص امام هادی عزیز بیان نمودند و بعد روضه ای خواندند و حال عجیبی در جمع حاضر ایجاد شد. بعد از اتمام سخنرانی به افراد حاضر صبحانه دادند و ما پس از صرف صبحانه خود را آماده کشیک دادن نمودیم. حقیر این هفته بسیار غمگین و ناراحت هستم زیرا مسائلی را دیدم که از امام رضای عزیز می خواهم ریشه این بدیها را خشک نمایند و تا شیفت بعدی اثری از آن نماند. لذا این هفته از خاطرات داخل حرم و شیفتم اجتناب می نمایم . از همه شما می خواهم برای هدایت افراد گمراه شده دعا بفرمایید انشاالله که خداوند همه ما را ببخشد و بیامرزد.




طبقه بندی: خاطرات پراکنده زیارت آقا ،
[ چهارشنبه 9 اردیبهشت 1394 ] [ 10:34 ب.ظ ] [ محمودرضا خورشیدیان ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

برای من ثابت شده است تا دلت شکسته نشود برای زیارت آقا علی بن موسی الرضا دعوت نخواهی شد و به محض اینکه به یاد آقا و حرم با صفایش بیفتی و دلت شکسته شود و قطره ای اشک در چشمت جمع شود یقین بدان که از طرف آقا دعوت شده ای و هر چه سریعتر باید خود را آماده این سفر پربرکت و معنوی بنمایی و این را در ذهنت بسپار کسی را که آقا دعوتش نماید خود آقا به استقبالش می آید و در تمام ایام سفر مراقبش خواهد بود و موقع برگشت بدرقه اش می نماید چرا که او زائرانش را بسیار دوست می دارد
اینجانب خادم الرضا محمود رضا خورشیدیان روز چهارشنبه سوم شعبان 1434 قمری مصادف با تولد امام حسین (ع) توسط امام رضای عزیز مفتخر به خادمی حضرتش شدم انشالله که همیشه لایق این عنایت باشم.

خداوند را شکر و سپاس می گویم که توفیق خادمی حضرت عبدالعطیم حسنی (ع) را نیز در تاریخ 10 شهریور 1395 مصادف با 27 ذی القعده 1437 عطا نموده است.
نایب الزیاره شما باشیم در
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب