تبلیغات
خاطرات زیارت امام رضا (ع)

خاطرات زیارت امام رضا (ع)
فدای مهربونی ات بشم
قالب وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم

خلوص قلبی

این هفته پنج شنه مورخه 6/3/94 با قطار کویر یزد ساعت 10/15 عازم مشهد مقدس شدم. یکی از مواردی که برای حقیر جالبست تجربه همراه شدن با بزرگان و ره یافتگان کوی دوست در قطارهای با درجه کیفیت متوسط است . گویا هرچه سفر ساده تر و امکانات وسیله سفر کمتر باشد توجهات امام رضای عزیز بیشتر است. خوشبختانه وقتی سوار قطار 6 تخته کویر شدم دو نفر از هم کوپه ای هایم از سادات طباطبایی بودند. یکی از آنها مردی میانسال در حدود 60 ساله بودند اهل طالقان و بسیار ساده و خوش قلب بودند ایشان گویی سالی یک نوبت به زیارت امام رضای عزیز می روند و دیگری جوانی مومن اهل تهران بودند. نکته جالب آن بود که هر دو آنها ساکن منطقه فردوس و نزدیک بارگاه حضرت نرجس خاتون بودند. وقتی این دو عزیز متوجه شدند که حقیر ماهانه برای زیارت امام رضای عزیز می روم یک جوانی که هم قطاری ما بود سوال نمود که آیا تا الان معجزه شفا در حرم دیدید وقتی خواستم به این سوال جواب بدهم فرد میانسال جواب دادند که خودشان در حرم امام رضای عزیز در کنار پنجره فولاد با چشمانشان شاهد سلامتی و شفای جوانی معلول بوده اند و در ادامه جوان سید نیز فرمودند که شاهد زنده خودشان هستند و تعریف نمودند که در زیر انگشت شصت پایشان میخچه ای درآمده بود که هر روز بزرگتر می شد و ایشان مراجعه به پزشکان نمودند. ایشان فرمود که بارها آن را سوزاندند ولی میخچه رشد می کرد و بزرگتر می شد و حتی سر انگشتان دستشان نیز به همین حالت در آمده بود. لذا ایشان از این امر مستاصل شده و برای عرض حاجت خدمت امام رضای عزیز می روند. ایشان می فرمایند که در حرم امام رضای عزیز در صحن انقلاب وقتی از جلوی پنجره فولاد رد می شدند روبه حضرت نمودند و بطور ساده به حضرت فرمودند که آقا چی می شد یک نظری نیز به ما بیاندازید و مشکل ما را حل کنید لذا این مطلب را خیلی ساده به حضرت بیان نمودند. ایشان فرمودند بعد از این حرف میخچه های پایشان برطرف شد و در حال حاضر هیچ اثری از آن وجود ندارد. در ادامه  فرد میانسال چندین خاطره از ارتباط قلبی خود با حضرت تعریف نمودند و بیان داشتند که تاکنون 3 نوبت در خواب وارد ضریح حضرت شده اند و این علامت بسیار خوبی است برای کسانیکه امام رضای عزیز را عاشقانه دوست دارند. این شخص آنقدر با اخلاص بودند که بارها از امام رضای عزیز و امامزاده های عظیم الشان درخواست هایی داشتند که مورد پذیرش قرار گرفته بود و جواب مثبت گرفته بودند. ایشان در همه ماموریت های اداری و سفرهایی که به گوشه و کنار ایران داشتند بدون استثنا به زیارت امامزاده هایی که در آن مکان مدفون بودند رفته بودند و عرض ارادت داشتند. ایشان خاطراتی از دوران کودکی خود تعریف نمودند که روزی در کنار امامزاده روستای خود در طالقان بودند که در این موقع زمین شکافته شد و امامزاده عزیز از خاک بیرون آمدند و به ایشان فرمودند که از اینکه به یاد ما هستید و به زیارت ما می آیید خوشحالیم و دو مرتبه زمین شکافته شده و به داخل خاک رفتند. ایشان بیان می نمایند که احتمالا مزار آن امام زاده عزیز باید در همان مکانی باشد که ایشان را دیده اند در حالیکه این مکان با محل مزار این امامزاده عزیز چند قدمی فاصله است. ایشان از من سوال نمودند که می دانید برای زیارت آقا بهتر است از کدام درب وارد شویم؟ حقیر به ایشان گفتم که عارفی سه سال قبل به من فرمودند که شما همیشه از باب الجواد وارد حرم شوید ولی دلیلش را نگفتند و حتی سوال نمودم به خاطر اینکه به نام پسر امام رضا(ع) است باید از باب الجواد وارد شوم که ایشان جوابی ندادند. این همفسر میانسال جوابی را که دادم مورد تایید قرار دادند و دلیل آن را فرمودند که به جهت اینکه وقتی کسی را دفن می نمایند سر رو به روبروی قبله بوده و زمانی که از باب الجواد وارد می شویم روبروی حضرت قرار می گیریم. این جواب برای من خیلی جالب بود چون اولا به جواب سوالی رسیدم که نمی دانستم و دوم اینکه چه زیباست که وقتی از باب الجواد وارد حرم می شویم روبروی صورت زیبای امام رضای عزیز قرار می گیرید و به ایشان سلام می دهید و ایشان شما را می بینند و جواب سوال شما را می دهند. ایشان همچنین از من سوال نمودند که می دانید که از چه زمانی عمامه مشکی و سفید از هم متمایز شد؟ جواب دادم نه و ایشان فرمودند که بعد از شهادت امام حسین (ع) فرزندان آن امام عزیز پارچه مشکی به علامت عزاداری به سر مبارک بستند و از آن موقع عمامه مشکی به نشانه عزاداری تا روز قیامت بر سر سادات و فرزندان آن امام عزیز قرار می گیرد. این جواب نیز برایم بسیار عالی بود و خوشحال بودم که مطلبی برایم روشن می شود. دوباره سوال نمودند که می دانید حضرت معصومه (ع) در موقع وفاتشان چند ساله بودند که گفتم فکر می کنم در حدود بیست و پنج ساله که ایشان فرمودند که نه ایشان در موقع وفاتشان بین 16 تا 18 سال داشتند. ایشان خاطره ای از حرم امام رضای عزیز بیان داشتند که خودشان با گوششان در رواق روبروی حضرت شنیده بودند که شخصی بیان می نمودند که در زمان ظهور یک نفر از اهل اصفهان و سیزده نفر از طالقان جزو یاران امام زمان (عج)  می باشند. ایشان بیان نمودند که توجه نمایید که از اصفهان با این بزرگی و این همه جمعیت یک نفر ولی از طالقان سیزده نفر جزو یاران امام زمان عزیز می باشند. ایشان همچین سوال نمودند که آیا سیصد و سیزده نفر از یاران آقا از زنده گان هستند؟ گفتم نه بخشی از آنها افرادی هستند که از یاران خاص آقا می باشند که فوت نموده اند و دوباره رجعت می نمایند و ایشان این پاسخ را مورد تایید قرار دادند. وقتی مشغول صحبت شدیم گذشت زمان را حس نکردیم قطار در حال حرکت بود و خورشید در حال غروب نمودن بود و نوبت نماز مغرب شد. قطار برای نماز در ایستگاه شاهرود توقف نمود . برای خواندن نماز از قطار پیاده شدیم و حقیر برای گرفتن وضو رفتم. وقتی به داخل مسجد رسیدم دیدم نماز را به جماعت می خوانند. در صف نماز ایستادم و نیت جماعت نمودم. پس از خواندن نماز از مغازه داخل ایستگاه خرید نمودم و سوار قطار شدم. با هم قطاری هایم شام خوردیم و زمان خواب فرا رسیده بود. وقتی آماده خواب شدم برای چند لحظه ای مشغول صحبت با جوان سید شدم . از ایشان سوال نمودم که آیا در تهران در جلسات اخلاقی اساتید شرکت می نمایید ؟ ایشان فرمودند که آیا شما شرکت می نمایید؟ گفتم در بعضی مواقع جلسات استاد پناهیان شرکت می کنم و برخی دوستان در کلاس استاد جاودان شرکت می نمایند. ایشان به استاد جاودان اظهار علاقه نشان دادند و فرمودند که ایشان شاگرد آیت الله حق شناس هستند. من خاطره ای از زیارت خودم در حرم حضرت عبدالعظیم برای ایشان تعریف نمودم که مربوط به آیت الله حق شناس و آیت الله مجتبی تهرانی می باشد. به ایشان گفتم که بعد از زیارت حضرت عبدالعظیم به دنبال قبور عزیزان حضرات آیات آقای حق شناس و آقای مجتبی تهرانی بودم ولی به علت شلوغی حرم با اینکه حدود قبر آنها را می دانستم ولی موفق به پیدا نمودن قبور نشدم. از کسی سوال ننمودم و در مکانی ایستادم و شروع به خواندن نماز و دعا نمودم وقتی حرم کمی خلوت تر شد به اطرافم نگاهی انداختم در این لحظه دیدم که بین قبور حضرات آیات آقای حق شناس و آقای مجتبی تهرانی نشسته ام. این اتفاق برایم خیلی جالب بود زیرا متوجه شدم که مورد توجه بوده ام و توانسته بودم بدون اینکه خودم بدانم در این مکان مقدس نشسته ام و نماز خوانده ام. جوان سید با شنیدن این مطالب شروع به باز گو نمودن خاطراتی که مستقیم از شاگردان حضرت آیت الله حق شناس شنیده بود برای حقیر نمود. اول اینکه گویا یکی از شاگردان ایشان بعد از فوت آقا بی تابی می نمود . در یکی از دفعاتی که برای خواندن فاتحه بر سر مزار ایشان رفته بود در اثر ناراحتی و گریه زیاد به حالت خلسه رفته بود که می بییند که آقای حق شناس با ظرفی پر از سیب اعلا روبروی او ایستاده اند و به ایشان می گویند که چرا ناراحت هستید؟ از فوت من ناراحت نباشید زیرا پس از مرگم نسبت به زمانی که زنده بوده ام دستم بازتر شده و کمک بیشتری می توانم به دوستانم نمایم زیرا از طرف اهل بیت مامور شده ام که خواسته های دوستانم را به ایشان بدهم و سیبی از سبد را به ایشان می دهند. وقتی این شاگرد آقا از حالت خلسه در می آیند می بینند که واقعا همان سیب بر روی پای ایشان می باشد. این نشان از روح بزرگ آن عارف عظیم الشان می باشد. همچنین این جوان سید فرمودند بنا به سفارش آقای حق شناس اگر کسی خواسته ای دارد به نیت رفع حاجت چهل روز و هر روز یک بار سوره یاسین را بخواند و اولین سوره یاسین را بر سر قبر خود آقا بخواند حتما حاجت خود را می گیرد. این دستورالعمل را به گفته ایشان کسی انجام داده بود و حاجتش را دریافت نمود و در یک مورد دیگر جوانی از دوستانش نیت نمود برای رفع حاجتش این کار را انجام دهد و جالب است که همین که نیت نمود ، مشکلش برطرف شده بود. این سید جوان از حقیر سوال نمود که آیا سر قبر آیت الله خوشوقت رفته اید گفتم نه و نمی دانم کجاست ایشان فرمودند که چند ردیف جلوتر از قبور آیت الله حق شناس و آقا مجتبی تهرانی و در کنار دیدار است. بر خودم واجب می دانم که انشالله بزودی سر قبر این عارف عزیز نیز برای خواندن فاتحه بروم. این سید جوان دستور العملی نیز از آقای حق شناس برای رفع هر حاجتی حتی اگر خیلی به نظر ناممکن باشد به حقیر نشان دادند که با خواندن زیارت عاشورا  همراه است که حقیر آن را از اینترنت جستجو نمودم و در آخر خاطره سفرم برای استفاده شما عزیزان آوردم.

بعد از این صحبتهای شیرین نوبت به خواب فرا رسید. حدود ساعت 2.30 شب به ایستگاه راه آهن مشهد رسیدیم. از جوان سید خداحافظی نمودم و به همراه مرد میانسال سید به سمت حرم امام رضا (ع) حرکت نمودیم. با هم از درب باب الجواد وارد شدیم. حدود ساعت 15/3 بود . وقتی روبروی بارگاه ملکوتی آن امام عزیز رسیدم دلم شکست و اشک از چشمانم خارج شد به آقا گفتم آقا جان می دانید که حقیر برای امر خیری دو جوان که خادم آقا می باشند را برای ازدواج به هم معرفی نمودم و اکنون به هر دلیلی بین آنها مشکلی پیش آمده و آبروی دختر در خطر است و من خیلی از این قضیه ناراحت هستم و شما می دانید که آبروی دختر در خطر است و دختر این قضیه را به شما واگذار نموده اند لذا استدعا دارم کار ایشان درست بفرمایید این لحظه چنان با خلوص قلبی با آقا درددل نمودم که پس از پایان درددل مطمئن بودم که مورد قبول ایشان قرار گرفته و منتظر روزی هستم که انشالله بزودی خبر خوبی را بشنوم. بعد از سلام و خواندن اذن دخول از رواق دارالهدایه وارد شدیم و روبروی ضریح مطهر قرار گرفتیم . سلامی دادیم و در اینجا از دوست و هم سفر میانسال خود خداحافظی نمودم. مشغول خواندن زیارتنامه شدم و تا آنجای زیارتنامه خواندم که مربوط به روبروی ضریح مطهر و پشت به قبله بود و خواندن بقیه زیارتنامه را به پس از نماز صبح به تعویق نمودم. در رواق دارالسلام جایی پیدا نمودم و مشغول خواندن نماز شب شدم ولی همین که سه تا نماز دو رکعتی خواندم اذان صبح شد. نماز صبح را به امامت حاج آقای حسینی خواندم و بعد از نماز به زیارت آقا علی بن موسی الرضا(ع) و خواندن ادامه زیارتنامه رفتم. چه حال عجیبی بود و لذت بسیاری نصیبم شد و زیارت خوبی نمودم. جای همه دوستانی که این خاطره را می خوانند خالی بود زیرا هیچ احساسی به اندازه زیارت اهل بیت عزیز نمی باشد. بعد از خواندن زیارتنامه و خواندن نماز تا زمان شیفت در قسمت های مختلف حرم بودم و در مراسم صفه خادمان در رواق دارالسلام شرکت نمودم. این مراسم دارای یک معنویت خاصی است. حدود ساعت 7 صبح بسمت رواق دارالقرآن حرکت نمودم . تعداد کمی از خدام عزیز آمده بودند و مراسم صبحگاهی خدام در مدرسه پریزاد شروع شده بود. داخل مدرسه پریزاد شدم و مداح مشغول خواندن زیارت عاشورا بود. از اینکه توفیق شرکت در این مراسم نصیبم شده بود بسیار خوشحال بودم و حال عجیبی به من دست داد. انشالله در روز قیامت گریه های ما برای امام حسین عزیز محافظ ما باشد و در آن روز که چشمها گریانند ما خندان باشیم. بعد از زیارت عاشورا نوبت به سخنرانی عارف بزرگوار حضرت آیت الله سید جفر طبا طبایی شد. ایشان الحمدالله مطابق هفته های قبل به ایراد سخنرانی در خصوص رعایت مسائل اخلاقی به خصوص از جانب خدام عزیز شده بودند زیرا خدام به یک نوع در تیررس چشم زائران هستند و اگر خدای نکرده اگر از خادم آقا عملی سربزند که در شان خادم نباشد می تواند تاثیر بسیار مخربی داشته باشد و مثالی زدند از یکی از خادمان خانم که در حرم امام رضای عزیز با صدای بلند می خندیدند که مورد تذکر ایشان واقع گردید. انشاالله که ما لیاقت خادمی حضرت را داشته باشیم. بعد از سخنرانی بین خدام صبحانه توزیع شد و حقیر نیز بعد از دریافت صبحانه و خوردن آن به سر شیفت خود رفتم. حدود ساعت 11 صبح یک جوان که از تهران قبلا با حقیر برای ثبت نام خادمی هماهنگی نموده بود تشریف آوردند و با همدیگر به محل ثبت نام رفتیم. مسئول ثبت نام نبودند لذا با شخصی که در آنجا بودند هماهنگ نموده و ایشان را به دست آن شخص سپردم و به محل کشیک خود برگشتم. بعد اذان ظهر این جوان به نزد من آمد و الحمدالله با توجه امام رضای عزیز موفق به ثبت نام شده بود و از این موضوع بسیار خوشحال بود. با همدیگر به محل کتابخانه حرم رفتیم تا در زیر زمین آن که رستورانی قرار دارد نهار بخوریم. بعد از خوردن نهار به داخل حرم رفتیم. آن جوان برای زیارت رفت و من نیز در رواق دارالسلام برای استراحت نشستم چون از ساعت 3 صبح بیدار و سر پا بودم. در اینجا با یک جوان هم صحبت شدم. ایشان ساکن تهران بود و برای زیارت به همراه مادر و برادرش برای زیارت آمده بودند. ایشان می گفت خیلی دلش برای امام رضای عزیز تنگ شده بود. و سوالاتی در زمینه خادم شدن از حقیر نمود. ایشان می فرمود این حرم را نگاه نمایید در این جا همه انسانها با قومیت ها و ملیت ها با کمال آرامش در حال دعا و نیایش هستند که در هیچ مکان دیگری نمی توان این حالت را مشاهده نمود. بعد از خدافظی با این جوان و خواندن دعای وداع به همراه جوانی که برای ثبت نام خادمی آمده بود به بازار رضا برای خرید سوغاتی رفتیم. بعد از خرید روبروی درب باب الرضا(ع) با این جوان خداحافظی نمودم تا به تهران بازگردم. التماس دعا

دستورالعمل آیت الله حق شناس  

آیت‌الله میرزا عبدالکریم حق‌شناس، یکی از سالکان و عارفان الهی است که توجه به توصیه‌های اخلاقی و عرفانی ایشان نیز می‌تواند در مقاطع مختلف زندگی برای ما راهگشا باشد یکی از این دستورالعمل‌ها در خصوص نحوه دعا کردن است که درباره قرائت زیارت عاشورا توصیه‌هایی ذکر شده است.

آنچه که در ادامه می‌آید چله زیارت عاشورا به شیوه آیت‌الله حق‌شناس است:

شاگردانش می‌گفتند: آیت‌الله حق‌شناس به طور معمول با سه عمل حاجت‌های مادی و معنوی خود و دوستانش را می‌گرفت:

اول: با چله‌ زیارت عاشورای امام حسین (ع)

دوم: با روضه و اشک بر شیرخواره‌ سیدالشهدا حضرت علی‌اصغر (ع)

سوم: با تمرکز و مراقبه بر حضور قلب در نمازهای واجب و دعای بعد از نماز:

 

شاگردانش می‌گفتند: آیت‌الله حق‌شناس به این چله زیارت عاشورای امام حسین (ع) اعتقادی کامل داشت.

آیت‌الله حق‌شناس بر این باور بود که با این چله زیارت عاشورای امام حسین (ع) می‌توان به حاجت‌های بسیار بزرگ و نشدنی دست یافت.

شاگردانش می‌گفتند: آیت‌الله حق‌شناس معتقد بود برای رسیدن به حاجت و مقصودی خاص، اگر این چله درست و همراه با شرایطش به جای آورده شود رد شدنی نیست و اگر هم برای رسیدن به این حاجت به خیر و صلاحتان نباشد، آن را به شکلی به شما حالی خواهند کرد.

شاگردانش می‌گفتند: حاج آقا معتقد بود اگر به شما حالی کنند رسیدن به این خواسته و حاجت به خیر و صلاحتان نیست و با این حال، شما بر آن پافشاری کنید، از خاصیت‌ها و ویژگی‌های این چله شگفت و مجرب آن است که در بسیاری از موارد، باز هم خواسته و حاجتتان را به شما خواهند داد! فقط امکان دارد عوارضی ناخواسته را که به  علل و معلول‌های ماورایی برمی‌گردد، برای شما به همراه داشته باشد.

شرایط و توصیه‌های این چله

مرحوم حق‌شناس این روش از چله زیارت عاشورا را از مرحوم آیت‌الله‌العظمی بروجردی فرا گرفته بود و خودش نیز شرایطی را از اخبار و روایات و مکاشفاتش استنباط کرده بود.

بزرگترین اصلی که آیت‌الله حق‌شناس بر آن پافشاری داشت، عزم و اراده چهل روزه بر مراقبه از اعمال و ترک محرمات و انجام واجبات بود، به خصوص مراقبت از زبان، زبانی که در این چهل روز قرار است کلمات و بندهای زیارت عاشورای امام حسین (ع) بر آن جاری شود، باید پاک و ظاهر باشد.

مرحوم حق‌شناس می‌فرمود: اگر کسی در این چهل روز مواظبت بر ترک محرمات و انجام واجبات به خصوص مراقبه از ترک گناه‌های زبانی نداشته باشد و این چله را با بقیه شرایطش به جای آ‌ورد، من به هیچ وجه تضمین نمی‌کنم به حاجتش برسد.

بنا بر توصیه‌های آیت‌الله حق‌شناس معتقد بود: همین که آدمی در این چهل روز تصمیم و اراده‌ حقیقی بر ترک محرمات و انجام واجبات داشته باشد. کافی است و این شرط زیاد هم سخت نیست من خودم بارها به آدم‌های معمولی، این چله زیارت عاشورا را توصیه کرده‌ام، در چند مورد بعضی از آنها پس از چهار پنج روز آمدند و با خوشحالی و شعف از من تشکر کردند و اعتراف کردند فقط سه چهار روز بوده که این چله زیارت عاشورا را شروع کرده بوده‌‌اند که حاجت‌هایشان به آنها داده شده است.

آیت‌الله حق‌شناس معتقد بود که در این چله، بعد از شرط اهتمام بر ترک محرمات و انجام واجبات، بعضی امور توصیه اکید است و بهتر است حتماً رعایت شود:

1- خواندن زیارت، چهل روز پشت سر هم و مستمر باشد.

2- خانم‌های محترمه در ایامی خاص که نمی‌توانند نمازها را به جای ‌آورند، در آن روزها یکی از نزدیکان و آشنایانشان را راضی کنند به جای آنها این زیارت را به جای آورد تا چله و استمرار چهل روزه منقطع شود.

3- همه زیارت و دیگر اعمال باید یکسره و بدون فاصله خوانده شود؛ یعنی نباید زیارت و اعمالش را تقسیم کرد و بخشی را در ساعتی و بخشی دیگر را در وقتی دیگر انجام داد.

4- کلمات و عبارات صحیح و درست ادا شود.

5- حرف نزدن در بین خواندن زیارت عاشورا (بعضی می‌گفتند با توجه به طولانی بودن این عمل، در صورت ضرورت ان شاءالله حرف‌های ضروری خللی ایجاد نمی‌کند).

* سایر مسائلی که بهتر است در چله زیارت عاشورا مورد توجه قرار گیرد اما اگر مقدور نشد، ان شاءالله مشکلی نیست:

1- اولین روز از چله زیارت عاشورا، چهارشنبه باشد.

2- این زیارت روزها خوانده شود؛ یعنی از صبح بعد از طلوع آفتاب تا عصر قبل از غروب آفتاب. (بعضی‌ها رعایت این شرط را لازم برشمرده‌اند)

3- به جز همسر و اعضای خانه، دیگران از این چله باخبر نشوند.

(حاج آقا تأکید می‌کرد قبل از شروع بهتر است همسر را در جریان بگذارید و او را نیز توجیه کنید تا حد امکان دیگران از این امر مطلع نشوند)

4- در این چهل روز، هر روزه به نیت سلامتی حضرت بقیه‌الله امام زمان (عج) صدقه‌ای پرداخت شود.

دستورالعمل و شیوه به جای آوردن این چله زیارت عاشورا

این شیوه زیارت عاشورا از دو بخش تشکیل شده است. دومین بخش درست همان روشی است که در زیارت‌نامه‌ها و مفاتیح‌الجنان ذکر شده است. بنابراین فقط اولین بخشی که به طور معمول حداکثر 15 دقیقه طول می‌کشد، به آن اضافه می‌شود.

بخش اول:

1- صد مرتبه تکبیر می‌گویید. (الله‌اکبر)

2- لعن و سلام‌های زیارت عاشورا را یک بار می‌خوانید؛ یعنی از «اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و ...» تا انتهای «السلام علی الحسین و علی علی‌بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین».

(این دو بخش در قسمت‌های پایانی زیارت عاشورا قرار دارد و قبل از هر دو بخش نوشته است: پس صد مرتبه می‌گویی: ... اما شما در این قسمت، این دو فقره معروف به لعن و سلام را فقط یک مرتبه می‌خوانید).

3- خواندن زیارت عاشورا از ابتدای زیارت تا ابتدای این دو فقره لعن و سلام.

4- خواندن دو رکعت نماز به نیت هدیه به حضرت اباعبدالله الحسین (ع)

5- دوباره صد مرتبه تکبیر گفتن.

بخش دوم:

خواندن زیارت عاشورای امام حسین (ع) به همان روشی که در مفاتیح الجنان آمده است؛ یعنی زیارت عاشورا را از ابتدا تا انتها با همان صد لعن و صد سلام که در متن زیارت مکتوب است می‌خوانید. به هیچ وجه دو رکعت نمازی را که بعد از زیارت وارد شده است، یادتان نرود؛ زیرا این دو رکعت نماز، از اجزای زیارت عاشورای امام حسین (ع) محسوب می‌شود و باید خوانده شود.

 




طبقه بندی: خاطرات پراکنده زیارت آقا ،
[ جمعه 8 خرداد 1394 ] [ 01:27 ب.ظ ] [ محمودرضا خورشیدیان ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

برای من ثابت شده است تا دلت شکسته نشود برای زیارت آقا علی بن موسی الرضا دعوت نخواهی شد و به محض اینکه به یاد آقا و حرم با صفایش بیفتی و دلت شکسته شود و قطره ای اشک در چشمت جمع شود یقین بدان که از طرف آقا دعوت شده ای و هر چه سریعتر باید خود را آماده این سفر پربرکت و معنوی بنمایی و این را در ذهنت بسپار کسی را که آقا دعوتش نماید خود آقا به استقبالش می آید و در تمام ایام سفر مراقبش خواهد بود و موقع برگشت بدرقه اش می نماید چرا که او زائرانش را بسیار دوست می دارد
اینجانب خادم الرضا محمود رضا خورشیدیان روز چهارشنبه سوم شعبان 1434 قمری مصادف با تولد امام حسین (ع) توسط امام رضای عزیز مفتخر به خادمی حضرتش شدم انشالله که همیشه لایق این عنایت باشم.

خداوند را شکر و سپاس می گویم که توفیق خادمی حضرت عبدالعطیم حسنی (ع) را نیز در تاریخ 10 شهریور 1395 مصادف با 27 ذی القعده 1437 عطا نموده است.
نایب الزیاره شما باشیم در
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب