تبلیغات
خاطرات زیارت امام رضا (ع)

خاطرات زیارت امام رضا (ع)
فدای مهربونی ات بشم
قالب وبلاگ

این هفته پنج شنبه مصادف شده بود با اولین روز عید بنابراین برنامه حرکتم صبح جمعه بود. می خواستم روز اول عید در کنار خانواده باشم در حالیکه سرنوشت طور دیگری رقم خورده بود. یکی از دوستان چند روز قبل از عید با من تماس گرفت و گفت می خواهد به قم و به زیارت حضرت معصومه (س) برود و گفت آیا با من می آیی من به ایشان جواب مثبت دادم و قرار شد روزی را تعیین نماید. بالاخره ایشان تماس گرفت و روز پنج شنبه اول عید را انتخاب نمود و گفت صبح زود به یکی از هیات های تهران می رویم که بسیار پرشور است و بعد به سمت قم حرکت می نمائیم. روز پنج شنبه بعد از نماز صبح به اتفاق ایشان به آن هیات رفتیم و من خبر نداشتم که برگزار کننده آن هیات دایی پدرشان بوده است و قبل از ایشان پدر بزرگ پدرشان بانی آن بوده اند که طبق گفته فامیل آنقدر سید با کرامتی بوده است که کفش برایش جفت می شدند ایشان اکنون در قبرستان نو قم مدفون است و بر روی قبرش نوشته معروف به سید ذغالی، اکنون فرزندان دایی پدرش بانی آن می باشند. این هیات به قول خودشان دارای قدمتی 100 ساله است. اسم دایی پدرشان مرد بزرگی به نام سید محمد اصفهانی معروف به سید محمد حوله ای بوده است که هم اکنون در قبرستان نو روبروی حرم حضرت معصومه (س) مدفون می باشند. آقای سید محمد حوله ای (ره) از عاشقان علی بن موسی الرضا بودند و هر ماه به زیارت حضرت می رفتند. این یکی دیگر از عنایات آقا به من می باشد که من را با دوستان و محبان خودش آشنا می سازد و هر چه از سفر هایم می گذرد دوستان بیشتری پیدا می نمایم و عنایات بیشتر می شود. برای همین آقا سید محمد حوله ای (ره) این هیات را به نام امام جواد(ع) نام گذاری نموده اند. وارد هیات که شدیم شور و حال خاصی داشت و مداحان به مناسبت ایام فاطمیه نوحه سرایی می نمودند و من خوش حال بودم که روز اول عید مهمان حضرت زهرا (س) و حضرت جواد (ع) می باشم. بسیار گریه کردم و حال خوبی به من دست داد و خوشحال بودم که به چنین مجلسی دعوت شده بودم. بعد از مراسم به سمت قم حرکت نمودیم ترافیک سنگین بود و نماز ظهر را در بین راه خواندیم و حدود ساعت 3 وارد حرم مطهر حضرت معصومه (س) شدیم . زیارتنامه خواندم و نماز زیارت را بجا آوردم و بسیار حال خوبی داشتم و چه روز خوبی را می گذراندم به خانم عرض کردم که فردا مهمان برادرت در مشهد مقدس می باشم. حدود نیم ساعت در حرم بودیم و سپس بر سر مزار مرحوم سید محمد حوله ای (ره) رفتیم و فاتحه ای خواندیم و به تهران بازگشتیم در حالیکه بهترین روز عمرم را پشت سر گذاشته بودم. فردا صبح جمعه با قطار پردیس به سمت مشهد مقدس حرکت نمودم و ساعت  2.30 بعد الظهر به مشهد مقدس رسیدم و مستقیم به زیارت آقا علی بن موسی الرضا (ع) رفتم و بسیار حال خوبی داشتم و با وجود شلوغی زیاد جمعیت به واسطه ایام عید و سیل زائران، آقا برایم جایی باز نمودند و در مکان همیشگی در بالا سر حضرت دعا و زیارتنامه خواندم و سپس به رواق دارالسلام رفتم و نماز خواندم و در پایان با حال خوشی با آقا وداع نمودم در حالیکه خواسته های فراوان از آقا داشتم.




طبقه بندی: خاطرات چهل هفته زیارت آقا ،
[ شنبه 3 فروردین 1392 ] [ 04:23 ب.ظ ] [ محمودرضا خورشیدیان ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

برای من ثابت شده است تا دلت شکسته نشود برای زیارت آقا علی بن موسی الرضا دعوت نخواهی شد و به محض اینکه به یاد آقا و حرم با صفایش بیفتی و دلت شکسته شود و قطره ای اشک در چشمت جمع شود یقین بدان که از طرف آقا دعوت شده ای و هر چه سریعتر باید خود را آماده این سفر پربرکت و معنوی بنمایی و این را در ذهنت بسپار کسی را که آقا دعوتش نماید خود آقا به استقبالش می آید و در تمام ایام سفر مراقبش خواهد بود و موقع برگشت بدرقه اش می نماید چرا که او زائرانش را بسیار دوست می دارد
اینجانب خادم الرضا محمود رضا خورشیدیان روز چهارشنبه سوم شعبان 1434 قمری مصادف با تولد امام حسین (ع) توسط امام رضای عزیز مفتخر به خادمی حضرتش شدم انشالله که همیشه لایق این عنایت باشم.

خداوند را شکر و سپاس می گویم که توفیق خادمی حضرت عبدالعطیم حسنی (ع) را نیز در تاریخ 10 شهریور 1395 مصادف با 27 ذی القعده 1437 عطا نموده است.
نایب الزیاره شما باشیم در
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب