تبلیغات
خاطرات زیارت امام رضا (ع)

خاطرات زیارت امام رضا (ع)
فدای مهربونی ات بشم
قالب وبلاگ

در حالی این خاطره را می نویسم که فردا مصادف با شهادت بانوی دو عالم حضرت فاطمه الزهرا (س) می باشد و غروبی غمگین و دلگیر را تجربه می نمایم آسمان و زمین در سوگ مادر عزیزمان گریان و نالانند و ما افسوس که قدر ایشان را آنطور که شایسته مقام و عظمت ایشان است به جای نمی آوریم به راستی چند سال دیگر باید بگذرد تا انسانها بتوانند بزرگی و کرامت دخت رسول خدا را درک نمایند. خداوند خلق حضرت محمد(ص) و حضرت علی (ع) را در گروی خلق فاطمه (س) قرار داده اند و می فرمایند اگر فاطمه نبود شما را خلق نمی نمودم.

در تاریخ 93/1/7 در حرم مطهر آقا علی بن موسی(ع) شیفت بودم . این هفته زیاد سرحال نبودم و در حقیقت با خودم درگیر بودم و خواسته ای از حضرت دارم که مدتهاست خدمت ایشان عرض می نمایم و منتظر برآورده شدن آن هستم و تاکنون این خواسته ام برآورده نشده است بعد از اتمام شیفت به سمت ترمینال حرکت نمودم و خیابانها خیلی شلوغ و ماشین برای سوار شدن به تعداد جمعیت نبود و من مدتی صبر نموده و پیاده حرکت نمودم در این لحظه موتور سواری به من نزدیک شد و گفت شما خادم حضرت هستید من گفتم شما از کجا فهمیدید ایشان گفتند لباس و چهره شما گویای خادم بودن شماست اجازه بدهید تا شما را برسانم من گفتم من نمی خواهم کرایه زیادی بابت موتور بپردازم ایشان فرمودند یعنی ارزش این را ندارد که من به ازای رساندن خادم حضرت پول کمتری دریافت نمایم  لذا بفرمایید من شما را برسانم و من وقتی اصرار ایشان را دیدم سوار موتور شدم این جوان موتور سوار موقع حرکت شروع به صحبت نمودن کرد از جمله اینکه مدام می گفت خوش به حال شما که خادم حضرت هستید قدر آن را بدانید التماس دعا دارم حضرت به شما توجه دارند من که بچه مشهد هستم نتوانستم خادم حضرت باشم ولی شما از تهران خادم حضرت شده اید. ایشان وقتی این حرفها را می زدند من با خودم می گفتم این شخص فرستاده حضرت هستند و چون من امروز در حرم محزون و دلگیر بوده ام حضرت با فرستادن ایشان به من فهماندند که من حواسم به شما هست و نباید برای خواسته ات عجله نمایی بالاخره تا ترمینال این جوان برای من حرف زد و التماس دعا داشت و من نیز می گفتم شما دعا بفرمایید چون من التماس دعای بیشتری دارم . وحضرت تا اینجا هم من را توسط جوان با سرعت و احترام به ترمینال رساندند و هم از وضع ناجور کمبود ماشین و تاکسی نجات دادند. به سمت دفتر ترمینال برای تهیه بلیط رفتم به محض وارد شدن یکی گفت کجا می روی و من مقصد را اعلام کردم ایشان فرمودند ماشینی در حال حرکت دارد و من گفتم جای مناسب می خواهم و ایشان فرمودند جای مناسب دارند و سوار ماشین شدم و این دومین عنایت حضرت در آن روز بود و بدون اینکه معطل بشوم  در ایام عید سوار ماشین شدم و من خوشحال از توجه حضرت و ناراحت از اینکه چرا در دریافت خواسته ام  از حضرت عجول می باشم. ای آقای مهربانیها مرا ببخش




طبقه بندی: خاطرات پراکنده زیارت آقا ،
[ چهارشنبه 13 فروردین 1393 ] [ 04:12 ب.ظ ] [ محمودرضا خورشیدیان ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

برای من ثابت شده است تا دلت شکسته نشود برای زیارت آقا علی بن موسی الرضا دعوت نخواهی شد و به محض اینکه به یاد آقا و حرم با صفایش بیفتی و دلت شکسته شود و قطره ای اشک در چشمت جمع شود یقین بدان که از طرف آقا دعوت شده ای و هر چه سریعتر باید خود را آماده این سفر پربرکت و معنوی بنمایی و این را در ذهنت بسپار کسی را که آقا دعوتش نماید خود آقا به استقبالش می آید و در تمام ایام سفر مراقبش خواهد بود و موقع برگشت بدرقه اش می نماید چرا که او زائرانش را بسیار دوست می دارد
اینجانب خادم الرضا محمود رضا خورشیدیان روز چهارشنبه سوم شعبان 1434 قمری مصادف با تولد امام حسین (ع) توسط امام رضای عزیز مفتخر به خادمی حضرتش شدم انشالله که همیشه لایق این عنایت باشم.

خداوند را شکر و سپاس می گویم که توفیق خادمی حضرت عبدالعطیم حسنی (ع) را نیز در تاریخ 10 شهریور 1395 مصادف با 27 ذی القعده 1437 عطا نموده است.
نایب الزیاره شما باشیم در
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب